تاجری پسرش را برای آموختن «راز خوشبختی» نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود، آنجا زندگی میکرد. به جای اینکه با یک مرد مقدس روبهرو شود، وارد تالاری شد که جنبوجوش بسیاری در آن به چشم میخورد. فروشندگان وارد و خارج میشدند، مردم در گوشهای گفتگو میکردند، ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی مینواخت و روی میزی انواع و اقسام خوراکیهای لذیذ چیده شده بود. خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد. نظریادت نشه هامنتظرم!
اگه دانشجو هستيد، يا بوديد يا حداقل دانشجو ها رو دوست داريد به ادامه مطلب توجه كنيد ...
آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده ، دیگه گلوله نداره ! نظریادتون نشه!!!
سلام به همه دوستان!یه نثرازخانم مریم حیدرزاده گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد! نامه سی و هفتم نامه سی و هفتم و من برای زندگی تو را بهانه میکنم . . . سلام صاحب بزرگترین کارنامه ی دنیا : از هر اسم لااقل تو یکی داشتی و در کارنامه ات دست کم هر اسم یک بار رقم خورده بود اما یقین دارم هیچکدامشان به زیبایی لحن من به تو دوستت دارم نگفته اند . گفتم اگر به همین منوال پیش بروی که رفتی ٬ من از همه ی اسم های دنیا متنفر می شوم و شدم ٬ زیبا ٬ کشف نشده ترین جزیره ی ساحل بی صخره ی اقیانوس سرریز از صدف قصرسرخ رویاهایم ٬ یکی دو روز مانده به بهمن ٬ طلایی ترین نقطه ی ظهر دلم هوایت را کرد و فارغ از اینکه تو با این دلتنگی چه خواهی کرد وبا کدام بخش از هوای پر از بهارنارنج اردیبهشتی ات پاسخ خواهی داد دلم را زدم به حادثه ٬ حوصله کردی ٬ بعد از سه زنگ اجابت کردی ٬ تمنای بلند و یلدایی رنگ این دل تنگ را و به جای کلمه ی مرسوم پاسخ گویی تلفنت اسمم را زیباتر از هر موجودی توی این دنیای بی رحم صدا زدی و من ماندم که چطور می شود از میان این همه سیم و فرستنده و خط ٬ قلبی را با بیشترین ریشتر لرزاند بدون اینکه شیشه ای حتی ترک بردارد ؟! همه چیز یادم رفت ٬ دلتنگی ٬ اسمم ٬ خاطره های دیروز ٬ تنفر از آن اسم ها ٬ و اینکه چه کسی پشت که نه ٬ روی خط است . زیبا ٬ ظرفیت می خواهد تجربه ی لحظه ای با تو بودن از دور اما پرکشیدن تا اوج ٬ انگار کسی در کمال امنیت سوار بر موجی که همه به دوامش شک دارند آسوده تر از سوار شدن در یک کشتی آرام اقیانوس به اقیانوس سفر کند ٬ زیبا می دانم خواسته ام عین این است که کسی بخواهد ماه را از آسمان بچیند و روی طاقچه ی اطاقش جلوی آینه و کنار شمعدان بگذارد ٬ اما تو بگو من اگر تو را داشتم به کجای این دنیای پر غوغا بر میخورد و تو اگر مال من بودی دیگر چه چیز جز امنیت می ماند که شبانه های من را با دعا به خدا پل بزند ٬ ببخش حس زیاده خواهی که فطری ست چه برسد به اینکه معشوق تو باشی ٬ گمان می کنم اگر تمام چشم ها به اتفاق تک تک دست ها آسمان را به میهمانی التماس و قسم ببرند باز هم چون تو از سر تصورات من هم زیادی ٬ خیال داشتن تو را که نمی دهند هیچ ٬ می ترسم آن را هم از من بگیرند . چقدر قلبم وقتی دوستت دارم تیر می کشد و این چه نعمتی ست ! شاید اگر به قلبی هزار گلوله شلیک کنند تنها به آن تیر بخورد اما به این سادگی ها تیر نمی کشد . این تنها مختص درد عاشقی کشیدن برای توست که به قول حافظ (( درد عشقی کشیده ام که مپرس )) اما تو بپرس ٬ یک سوال بپرس ٬ که با یک کتاب بگویم ٬ چقدر با یک واژه ات طوفان به پا می کنی و با دیگری آفتاب می کاری . باران هم که عضو ثابت دیوانگی های مریم توست . فصل هایم را می سازی و لحن امروزت اصلا طعم زمستان نداشت ٬ سردم نیست ٬ هر کس می لرزد محض خاطر بی رحمی کسی ست که معشوق اوست و او را لرزانده است . آرام آرام سال دارد از نردبان کهنگی پایین می رود و هفت سین و سنبل و بنفشه و عید که کمی بگذرد تولد توست ٬ از حالا به بعد از هرروز به علامت یک روز نزدیکتر شدن به چراغانی زندگی ام یک ستاره روی دیوار اتاقم می کشم پاییز آن بخشی که هنوز ندیده ای ٬ اما حروف اسمت با سرخ حک شده است و تو زردش را داری ٬ شمارش معکوس می کنم تا آمدنت صد و دو روز دیگر مانده تا . . . از همین حال مبارک .
یه سلااام دوگله استقلالی به همه !!! واااااای وااااااای چه بازی خوشگلی بودایول به همه! این بازیم بردیم بانتیجه2بریک به نفع اس اس آسیایی!!!!!وباگلای آقافرهادمجیدی ومجتبی جباری! الآن ماصدرجدولیم البته هنوزتاآخرفصل زیادمونده ولی.... اینم براپرسپولیسایی که گفتن جوجه روآخرپاییزمیشمارن ماهم میگیم سالی که نکوست ازبهارش پیداست!
دراین خلوت که پروانه سراغ ازمانمیگیرد چقدراحساس آدم ها برایم سردوبی روح است عجب راهی چه آسوده سفرکردی دراین مرداب تنهایی به دستهایت چه محتاجم مرادریاب شقایق هم که رفت درخواب مرددازنباریدن دلم یک گوشه پوسیده وتوبی آنکه ازفردا برای حال بارانی گل امیدبنشانی مرادرحسرت از ماندن رهاکردی چراباران نمی بارد؟
سلاام به همه فوتبالیییییییییییا!چطورین؟!طرفدارپرسپولیسی ااستقلال؟؟!! من که طرفداراس اس آسیاییییم! بازی تیم دومه جدولوتیم سیزززززدهم وای چیم میشهههه!!! نمیخوام کری بخونم آخه تیم سیزززززززززهم که کل کل نداره!!! هرطوری به این بازی نگاه کنی استقلال سره 70تابازی 22 تااستقلال بردداشته 17تاپرسپولیس و31مساویم داشتن به طورکل از70تابازی 97امتییییییییییازاستقلال کسب کرده و82پرسپولیییس ههههههههههه! امافوتباله دیگه واقعانمیشه به این چیزاتوجه کردولی به طورکل : اس اس آسیایی سرورلنگیایی استقلال هورررررا پرسپولیس سوراخ و.... به امیددیدن یک بازی خوب خوب خوب باحال دردربی 71وبرنده تیمی که بهتربازی کردولیاقت بردوداشت که اون استقلالمونههه راسی استقلالیاتهران حتمابرین استادیوم ازطرف منم بچه هاروتشویق کنین مخصوصاخسروحیدری !!!یادتون نشه هااااا!!!
خوب یا بد مسئله این است 1) مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه اگه خنگ باشی تو وقت معلمو. ۲) دنبال پول دویدن بی فایده است چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش برسی بقیه از تو. ۳) عاشق شدن بیفایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هردوتونو. ۴) ازدواج کردن بی فایده است چون قبل از 30 سالگی زوده بعد از 30 سالگی دیر. ۵) بچه دار شدن بی فایده است چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن. ۶) پیک نیک رفتن بی فایده است چون یا بد میگذره که از همون اول حرص میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری. ۷) رفاقت با دیگران بی فایده است چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن. ۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن. 9) وبلاگ نویسی بی فایده است چون یا خوب مینویسی که مطلبتو میدزدن و حرص میخوری یا بد مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری
دروازه بانهای اس اس آسیایی وپرسپولیس(علیرضاحقیقی) کیفیت عکسای ادامه مطلب بهتره!!
آرامش
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای! سلام میدونیدامروزچه روزیه امرووووووووووووووووووووووووزتولده یکی ازبهترین فوتبالیستای ایراااااااااااانه یکی ازبهترین بازیکنای ایران یکی ازبهترین بازیکنای اس اس آسیایی وبازیکن محبوب من اینم یک بیوگرافی ازآقای خسروحیدری خسرو حیدری که نام کامل اوست در سال ۲۳/۶/۱۳۶۲ به دنیا امد او از همان سنین کودکی عاشق فوتبال بود به همین دلیل به عضویت کلاس های مختلف فوتبال درمی آمد اما خانواده ی او مخالف این موضوع بودند چرا که خسرو بر خلاف فوتبالش درس خوبی نداشت و خانواده اش این موضوع را عامل تاثیر گزاری در درسش می دانستند به همین دلیل مخالفت هایی با فوتبالش می کردند اما بعد با دیدن پیشرفت او خود انها مشوق اصلی او در فوتبال شدند این موضوع باعث شد که خسرو ادامه تحصیل نکند و به مقطع دیپلم بسنده کرد و بعد ها به عضویت تیم هایی چون ابو مسلم پاس استقلال و سپاهان درامد و در ضمن او در سال ۱۳۸۴ ازدواج کرد و متاهل شد نام و نام خانوادگی : خسرو حیدری تاریخ تولد: ۲۳/۶/۱۳۶۲ محل تولد : ایران/تهران/رسالت/ تحصیل:دیپلم تجربی وضعیت تاهل : متاهل( ۱۳۸۴) شغل : فوتبالیست باشگاه:سپاهان اصفهان پست:هافبک(راست) تیم مورد علاقه :استقلال (هوادارانش) رئال مادرید کشور مورد علاقه :اسپانیا غذای مورد علاقه:قورمه سبزی رنگ مورد علاقه:آبی
غروب است ودلم تنگ است برای ماهی تنها برای رقص آن پیچک برای ناجی شبها نمیدانم توازفرداچه میدانی که اشعارشقایق رابرایم خوب میخوانی دلی درحسرت ازرفتن میان جاده خشکیده ومن آرام وآهسته برای خاطرتنها برای دخترباران برای دردآدم ها دراین کمبودی شبنم فقط درشب میگریم. من ازاین جاده هاخستم که تنهارویش گل را برای ابربی باران به دورازچشم احساسی فقط وصفی ازآن دارند
چشم قهوه ای سنبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است . چشم قهوه ای ها بسیار خون سردند و هر چه را که می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. چنین به نظر می رسد که این افراد معنای عصبانیت را نمی شناسند و از آرامشی تمام نشدنی بهره مندند. دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند . این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند و به همین نسبت جرات و شجاعت ویژه ای هم به خرج می زنند . قابل توجه است که بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند. رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری ها ، خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرور هستند . این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران سعی می کنند تا آخرین توان خود را مصرف کنند. صاحبان چشمان مشکی انسان هایی رویایی هستند که در فضای شاعرانه ای زندگی می کنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند . بسیار سعی می کنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند. صاحبان چشم های خاکستری دو دسته هستند ، یا از شخصیتی آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبال آرامش می گردند ولی در مجموع انسان هایی سرسخت و سنگین دل هستند. با وجود اینکه چشم عسلی ها انسان هایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند . این افراد همیشه به دنبال دوست می گردند . چشم عسلی ها معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند
امید:
این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم
درغروب غم انگیز دلم باران میبارد... ومن گم میشوم درآن.درآن همه پاکی وصداقت... ومیبارد ومیبارد برای دل خسته ی من... وچه زیباست شنیدن نجوای هرقطره ی باران که به دنبال دست نوازشی است... پاک وبی ریا! ومیسپارم خودم را به آغوشش.به آغوش گرم وپرمحبتش... وآنوقت... آنوقت هرقطره ی اشکم میان قطره های بیشمارش گم میشود
اندكي شبيه دريا شده ام
تارهاي صوتي خانمها از تارهای صوتي آقايان کوتاهتر است، تن صدای آقايان بم تر است و خونشان غليظ تر! تعداد نفسهای خانمها در واحد زمان بيشتر است اما تنفس آقايان عميقتر است، استخوانهاي مردها بلندتر است و ماهيچههايشان آمادگی بيشتری برای چاق شدن دارد، در عوض در زير پوست خانمها ذخيره چربی بيشتری وجود دارد در نتيجه طاقت آنها نسبت به مردها بيشتر است! اين روزها در هر گوشه و کنار با نوشتههايي رو به رو ميشويم که به تفاوت ميان زن و مرد اشاره دارند، اما به نظر من گرچه تفاوتهای فيزيکی جالبند اما دانستن تفاوتهای روانی زن و مرد، بيشتر ميتواند به ما کمک کند تا ارتباط مؤثری با يكديگر برقرار کنيم و توقعات يکسان و مشابهي از يکديگر نداشته باشيم. يکی از جالبترين تفاوتهای ميان زن و مرد که بر ساير رفتارهايشان هم اثر ميگذارد نگرش آنها به دنياست. مردان دنيا را از ديدگاه متمرکز نگاه ميکنند در حالی که زنان دنيا را از ديدگاه منبسط ميبينند. آگاهی جنس مذکر به تدريج يک جزء را به جزء ديگر مربوط ميسازد تا به کل برسد که اين با جزء يا کلنگری تفاوت دارد، اما آگاهي جنس مؤنث که منبسط است تصوير کلی را ميگيرد و به تدريج اجزای درون آن را کشف ميکند. همين آگاهی جنس مؤنث باعث ميشود زنان علاقه بيشتری به عشق، ايجاد ارتباط، مشارکت، همکاری و هماهنگی و سازش داشته باشند در حالی که آگاهی متمرکز مردها، آنها را بيشتر به سمت ايجاد نتايج، رسيدن به اهداف، رقابت، کار، منطق و تأثيرگذاری سوق ميدهد. حالا به برخی رفتارهاي خانمها و آقايان اشاره ميکنيم که تا حد
اینجانثربراتون میزارم !!!بخوووون نظربده!! اینم نامه نادرابراهیمی به همسرشون(نویسنده وشاعر) همسفر!
یک مطلب براتون قرادادم که من اسمش رومیزارم مطلب روانشناسی نظربدین شماهم!! هرکسی درس مخصوص به خود را می گیرد. ما می توانیم به سه طریق واکنش نشان دهیم
گفت دانایى که گرگى خیره سر هست پنهان در نهاد هر بشر لاجرم جارى است پیکارى بزرگ روز و شب مابین این انسان و گرگ زور بازو چاره این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست اى بسا انسان رنجور و پریش سخت پیچیده گلوى گرگ خویش اى بسا زورآفرین مردِ دلیر مانده در چنگال گرگ خود اسیر هرکه گرگش را دراندازد به خاک رفته رفته مىشود انسان پاک هرکه با گرگش مدارا مىکند خلق و خوى گرگ پیدا مىکند هرکه از گرگش خورد دائم شکست گرچه انسان مىنماید ،گرگ هست در جوانى جان گرگت را بگیر واى اگر این گرگ گردد با تو پیر روز پیرى گرکه باشى همچو شیر ناتوانى در مصاف گرگ پیر اینکه مردم یکدگر را مىدرند گرگهاشان رهنما و رهبرند اینکه انسان هست این سان دردمند گرگها فرمان روایى مىکنند این ستمکاران که با هم همرهند گرگهاشان آشنایان همند گرگها همراه و انسانها غریب با که باید گفت این حال عجیب فریدون مشیری
من کلاعاشق طالع بینیم شماچطور؟!تصمیم دارم هرماهم طالع همون ماه روتووبم قرابدم خوشحال میشم نظرتونوبدونم!درموردچی؟درمورداینکه شماهم مث من هستیدیانه؟!به نظرتون اطرافیان یاخودتون که این ماه هستن اخلاق هاشون همینطوره؟!یادتون نشه ها!! شخصیت کلی متولدین شهریور در زمان تولد شما خورشید در علامت زمینی(دختر باکره)که سمبل ماه شهریور
شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد. دختر گفت: شام چه داری؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد.
|
About
سلام عزیزم!به وبلاگ من خوش آمدی!امیدوارم ازاین محیط خوشت بیاد! راستی نظریادتون نشه!خوشحال میشم که اسم وبتونودرلیست لیک واسم خودتونوجزاعضای وبم ببینم! نمیدانی که بی توخسته ازشبهای مهتابم ولی باشد به یادت تاسحرگاهان میگریم!
Home
|
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
|
![]() |
|
![]() |
![]() |
![]() |
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
خبرنامه وب سایت:
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
|
||
![]() |
![]() |
![]() |